Fairytale

382

هیچی واسه این روزای آخر ندارین بگین؟

بهترین اتفاق‌ها برات رقم بخوره =)
مرسی :)
روز آزمون مداد. پاک کن .کارت ورود به جلسه. شناسنامه .خوردنی .فراموش نشه:)
واسه این یه هفته چی؟
امیدوارم به زودی دوباره بوی کتابای غیر درسی - که شخمشون میزدی - و پلی لیست خارجکی آهنگای دبش از نوشته هات به مشاممون بخوره !
امیدوارم :))
آیات دینیو بشین حفظ کن:|
حفظ کردم :)) فقط باید مرور کنم
همه همنقد که تو عقبی عقبن. به جز ده تای اول کشور احتمالا، که خب هدفت گرفتن اونا که نیست:|
بابا بدبختی بزرگ من اینه که حداقل از دید خودم همه چی رو تموم کردم. دقیقا تموم که نه، ولی مثلا با خودم صادقانه حرف زدم و به این نتیجه رسیدیم که خیلی خنگ تر از اونیم که الکتروشیمی رو مثه آدم یاد بگیریم در نتیجه دیگه زیاد بهش گیر نمی دیم. غیر از این و مجانب من بقیه رو یاد دارم دیگه. هیچ کاری نیس بکنم واقعا. 
تو دیدگاه واقعا عجیبی به این یه هفته داری جولیک، همه می گن این یه هفته رو باید استراحت کنی و سخت نگیری و فلان، اون وقت تو میگی انقدر جدی بخونیم؟
همه چی عالی پیش میره...مطمئن باش :*
خودم حس خوبی دارم ولی نگرانم انی وی.
ان شا الله بهترین خودتونو رقم می زنید:)
مرسی :)
من یه ماه آخر و تا روزِ آخر فقط دین و زندگی زدم تا خودمو از تراز 4 هزار کشوری نجات بدم، فقط چون همه شما آدم های عادی لعنتی دین و زندگی رو بالای هفتاد میزنین و من ناتوانم از فهمیدنِ این درسِ نکبت:| هر کس به طریقی بالاخره خودش رو می رسونه به روز کنکور. مدرسه ما متدش این بود که تا روز قبل کنکور باید بخونی، روز قبل تعطیل کنی و بری تفریح، خودتو خسته کنی که شب فکر و خیال حریف خستگیت نشه و مث آدم بخوابی، و فرداشم دیگه هرچه بادا باد. من اون روز آخر رو هم تست دین و زندگی زدم از بس که نگرانش بودم. تازه آخرشم یه غلط یه نزده داشتم فقط، ولی اینکه تو قلمچی همیشه ترازم رو این 4 هزار بود از درون منو خورده بود قشنگ. :|

منظورم این نبود که بخونی یا نخونی، منظور اینه که تمام کشور الان یه سری مباحث رو حذف کرده، یه سری رو وا داده، یه سری رو مطمئنه تموم کرده ولی ته دلش شک داره، و احتمالا یه سریشون شب کابوس تعدادی از سرفصل ها رو میبینن. همه تو یه قایقین خلاصه، به جز اون ده تای اول که به ما چه هستن، بقیه همه شون همین وضعی هستن که گفتم. بنابراین نگران اینکه الان همه بی نظیر و فوق العاده و با آمادگی 100% دارن میرن و تو تنها کسی هستی که الکتروشیمی نداره، نباش :|
جولیک بزار یه داستان روحیه بخش بهت بگم که تو تمام روزای سختت بهش فک کنی. ببین منم اولش مثه تو بودم. اصلا نمی فهمیدم این درس نکبت چی می گه. ینی دو هفته دینی می خوندم می رفتم شصت می زدم. همیشه. همیشه. بعد مثه این که از یه جا به بعد تحول رخ داد و یهو تبدیل به پروانه شدم و همه اش دیگه دینی مو صد نود می زدم. الان واقعا شاخم تو دینی. خدای من، کامل زده به سرم.
آخه من نگران بقیه هم نیستم فقط دارم دعا می کنم عمومیا و ریاضی فیزیک سخت بیاد. 
شاید باورت نشه، ولی حتی من بعد از ظهر نشستم فک کردم و دیدم مشکل اصلیم اینه که از خودم بدم میاد. بعد می خواستم اون گریتست فلان رو ببینم که مرورگر به اطلاعم رسوند دانلودش یه روز طول می کشه در نتیجه رفتم اینترستلر دیدم و کاملا ویران شدم (حتی با این که قبلا دیده بودمش) و الان دیگه زیاد با خودم مخالفتی ندارم و بهترم.
برا این یه سال و یه هفته آخر چه توصیه برا من داری؟ :)
می نویسم راجبش حتما
تو غلط کردی دعا کردی عمومیا و ریاضی فیزیک سخت بیاد گوساله
بی تربیت، خب همه دعا می کنن دیگه. توعم مثلا می تونی دعا کنی آسون بیاد
این که آیندت ب اون چهار ساعت وابستس
ی دروغ مضحکه 
نه راستش 
نه مسلما کل آینده ولی خیلی مهمه
از این حرفای کاظم قلم‌چی‌طور که اگه سر جلسه دیدی یه درسی سخته یا مثلا چندین سوال متوالی سخته نگران نشی و حتی بگی وقتی من نمی‌تونم بهشون جواب بدم طفلی بقیه! :دی
جدی، ما که توانایی‌هات رو باور داریم، خودتم فکر کنم باور داری، سر جلسه هم حفظش کن :)
این هفته‌ی آخرم بهت خوش بگذره :)
می دونی سطح میانگین سختی سوالای قلم چی و کنکور و سنجش و گزینه دو خیلی با هم فرق داره در نتیجه من واقعا نمی فهمم چی سخت محسوب میشه 
مرسی :))
چقد ناشناس عصبانیه ازت :))
آره، ترسیدم :)) دیگه دارم دعا می کنم آسون بیاد :))
سارا تو قطعا زندگینامه منو حفظی لذا هیچ نصیحتی ندارم بت بکنم خودت عبرت بگیر دیگه
بعد اینکه داداشت خندوانه رو چیکار کرد من خیلی بش فکر میکنم :))
و دیگه اینکه لعنت، تو زودتر از دست کنکور راحت میشی تا من از دست امتحانام :)) ناعادلانس
و در آخر اینکه، آرزوی موفقیت بسیار. از ته دل. یو دیزرو ایت.
آه سارا قبول نشد، دیروزم تو برنامشون بود. اصن خیلی غمگین شدیم :((
سارا من واسه این که تبریک تولدتو درست بگم بیشتر استرس دارم تا کنکور :))
می‌ـونم در این روزهای آخر اذعان کنم این‌که همه ی دوستات کنکوری باشن ازینکه خودت کنکوری باشی به مرااااتب وحشتناک تره یحتمل. البته من که کنکوری نبودم صرفا می تونم بگم یحتمل. 
گوه تو هرباری که تو تهران نیومدی من خواستم برم بیرون کسی باهام نیومد گوه تو این زندگی و تعطیلات عیدش گوه تو این تابستون گوه تو همه چی و آخیش؛ این توالت عمومی یه هفته دیگه تمومه.:))
در ضمن وقتی به جای گه می نویسم گوه حس میکنم ابهت بیشتری داره و تاکید بیشتری.
آره ببین اونم خیلی سخته ولی کنکوری بودن سخت تره دیگه. 
اون باری که با هم رفتیم واقعا بهت خوش گذشت؟:`) 
بابا من کنکور دارم، شماها چرا این قدر عصبی این؟ :))
من انقدر غرق شیمی شدم همه اش برای اولین بار gove می خونمش
گوِه مگه مال فیزیک نبود؟:))
آررررره، آقا زود بیا تهران. اصن کلا بیا تهران. -_- بریم یه جای درست حسابی یه ذره خوش بگذره درآد این نه ماه از دلم :))

+ عصبیَم چون فقط تو کنکور نداری. همه تون دارین -_-)) الآن مثلا فقط اوضاع اون یکی سارا خوبه که امتحان داره اونم، هیچی :))
مال شیمی عم هست ، خط چین و گوه
مامانم امروز داشت با آسودگی خاطر می گفت می خوای بزار بعد از اعلام نتایج بریم تهران ، هم میری ثبت نام هم بقیه ی کارا :))) ینی هولی مادر آو خوش خیالی :))
اوه ، اونو ولش کن، کل مدت امتحان، بدبختی 
الان دوست گرانقدرش کنکور داره، باید بیاد خیر سرش همیاری کنه. نه هیچی‌.
سارا اگه تلگرام نداری واقعا از دست غرغرهای بسیار زیادم در امانی. اینقد که این چن وقت غر زدم خودم خسته شدم میخواستم از کانال خودم لفت بدم
بعد اینکه برو گمشو:)) چه همیاری ای بکنم

آره اتغاقا فرزانه یه چندتاییش رو برای تلگرام مامانم فوروارد کرد، خدا رو شکر کردم :))
نمی دونم، فک می کنم بهت خبر می دم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
.I write, cause I need to
Designed By Erfan Powered by Bayan