Fairytale

and Hope is a dangerous thing

موضوع اینه که من حقیقتا نمی فهمم چرا باید برای بهتر شدن شرایطم تلاش کنم وقتی می دونم هیچ چیز تا ابد ثابت نمی مونه؟

هر چیزی که بهترش کنی , هر چیزی که کشف کنی , هر نکته ی خوشایندی که پیدا می کنه قراره یه روز برات معمولی , خسته و ناخوشایند بشه.تو تلاش می کنی و نامبر وان میشی بعد دوباره افت می کنی و بر می گردی به وضعیت عادیت.تو تو رفتارات فک می کنی و سعی می کنی آدم بهتری بشی , بعد یه روز , وقتی تو اوج عصبیتی دوباره بر می گردی به همون اوضاع چندش آورت.تو فیلم /کتاب/ آهنگ جدید کشف می کنی و عاشقشون میشی , بعد از یه مدت حالت از اوناعم به هم میخوره.تو عاشق یه نفر میشی ولی آخرشو می بینی که در بهترین حالت آخرش عادی میشه برات.

این قشنگ و یه جورایی تسکین دهنده اس که هر غمی یه روز تموم میشه ولی خب ,در ازاش هیچ شادی ای هم همیشگی نیست.انگار که یه نمودار سینوسی باشه ؛ در لحظه تغییر می کنه , ولی در نهایت یکیه.

و خب من الان در شرایط بد زندگیمم ؛ ینی نمی فهمم جای هر کس , هر چیز تو زندگیم کجاس … نمی فهمم اون دفترچه بنفشم باید کجا باشه و من می تونم حس کنم که اگه تو جای درستش باشه خیلی حالمو خوب می کنه , نمی فهمم این کیفم جای درستی داره تو زندگیم داره یا نه , نمی فهمم رابطه ام با مهسا دقیقا اسمش چیه , نمی فهمم حرفای خودم درسته یا حرفای بقیه.و زندگیم یه جورایی معلقه.(از نظر خیلی از آدما اینا اصولا دغدغه محسوب نمیشن ولی اینجا باید به من اعتماد کنین , چون من چیزای دیگه رو (برای مثال هپاتیت گرفتن صبا ) رو جزو مشکلات به حساب میارم , نه دغدغه ها)(البته اونم به خاطر خود صبا نیست , به خاطر اینه که هپاتیت بیماری کثیفی به نظر میاد و نمی خوام به خونه گند بزنه , حالا به هر حال)

پارسالم همین طوری بود ؛ ینی دقیقا همینقدر گیج کننده و گریه آور ولی با این تفاوت که اون موقع من نهایت آرزوم بود که همه چیز درست شه ولی الان فک می کنم درست شه که چی؟دوباره سال بعد بره رو هوا و سال بعدش و سال بعدش؟

  • ۴۴
خب اون حس قشنگی که توی امید داشتن هست میتونه دائمی باشه. بلافاصله بعد از اینکه ی چیزی عادی شد سعی کنیم تغییرش بدیم درستش کنیم یجوری که متفاوت و جذاب بشه باز. میشه به شرایط ی جور دیگه نگاه کرد فقط باید مدتی یک بار خوب فکر کنی به وضعیتت.
نظر شخصیم بود!
نمی دونم ، واقعا نمی دونم در مورد منم صدق می کنه یا نه
این جمله‌ی عنوان بشدت آشنا اومد به چشمم و بعد از فکر کردن فهمیدم که توی این پست از این وبلاگ دیده‌بودمش :
http://atashbdood.blog.ir/1395/10/16/Hope-and-other-parties-%E2%80%A6

در واقع یکی از دیالوگای اساسی Hunger Games عه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
.I write, cause I need to
Designed By Erfan Powered by Bayan