Fairytale

317

می دونی ، من همیشه از سارا شاکی بودم بابت این که چرا وقتی ناراحته پست می نویسه و در واقع چرا ناراحتیش از پستاش کاملا معلوم میشه. من الان می فهمم که این شاکی بودن خیلی غیرمنطقیه ولی اون موقع فک می کردم جدا بی رحمانه اس بخوای کسی رو این طوری نگران و غمگین کنی ، وقتی خیلی خیلی خیلی باهات فاصله داره و تو رسما هیچ کار نمی تونی بکنی.

من کم از مشکلات واقعیم می نویسم و به ندرت پیش میاد که پستی بنویسم که عمق ناراحتیم توش کاملا تو چشم باشه. دلایل ساده ای دارم : دوس ندارم کسی ازشون با خبر بشه و دوس ندارم کسی رو نگران کنم.

... فک کنم به این می گن خودسانسوری.

می دونی ، حدود شش ماهه که من دارم تلاش می کنم به جای زرت و زرت قهر کردن بشینم حرف بزنم ، دعوا کنم یا حتی جیغ و داد راه بندازم ولی به هر حال نذارم ناراحتیم تو خودم جمع بشه و تمام ارگان های بدنم رو از کار بندازه و تمام ناخونامو به فنا بده. و حداقل در دنیای واقعی من موفق بودم. من با مونا آشتی کردم ، با فرزانه به رکورد چار پنج تا بحث همزمان در ثانیه رسیدم و فلان و بهمان ... و ارزششو داشت. حرف زدن در هر حال بهتر از ساکت موندن بود. حتی وقتی که داشتم با چشمای پف کرده و صدای احتمالی یک مریخی وقتی که یه آدم دیده، جیغ جیغ می کردم و یه بحث فوق فلسفی رو پیش می بردم و بابام وحشت زده داشت فک می کرد «این دختره داره به چه زبونی حرف می زنه؟» 

و خب ، من دارم فک می کنم این موضوع تو اینجا هم صدق می کنه یا نه.


  • ۸۶
خوشحالم که با مونا آشتی کردی!(البته اگه درست یادم باشه و همونی باشه که شهریور ازش نوشته‌بودی)
من درباره‌ی عکس پروفایلِ یهویی غمگین‌شده‌ی افراد دوری که جواب هم نمیدن هنوز نظرم روی بی‌رحمانه بودنه! ولی وبلاگ رو نمی‌دونم چرا اینجوری فکر نمی‌کنم، به چشمِ "جزو آخرین پناهگاه‌‌های افراد" بهش نگاه می‌کنم.
به تلاشت ادامه بده :) حرف زدن خوبه :) شعار امسال سازمان جهانی بهداشت واسه پیشگیری از افسردگی همینه؛ "بیا حرف بزنیم."
با مونا که یه هفت هشت ماهی میشه که آشتی کردم :))
آره ، اون از نظر منم بی رحمانه اس همچنان
چقدر قشنگ :)
من اول این پستت رو میفهمم. فکر میکنم منم چند سال پیش همینطورى بودم. الانم کم و بیش اینطوریم، ولى تا حد زیادى سعى کردم خودمو درمان کنم. چون اینطورى بهش نگاه کردم: آدمایى هستن که تنها راهشون براى با خبر شدن از حالم، نوشته هامه و مهمه که بتونن ازم خبردار بشن.
خب من دوس ندارم بقیه نگرانم بشن یا هر چی.
من خیلی موافقم با نوشتن
مشخصا :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
.I write, cause I need to
Designed By Erfan Powered by Bayan