Fairytale

255

توی هر رابطه ، شخصیت دو طرف رابطه یه فاصله ای رو مشخص می کنه که رابطه ی مذکور تو اون فاصله به حالت ایده آل خودش می رسه.
مثلا من الان که در حد نیم ساعت در روز با فاطمه حرف می زنم و ارتباط دارم ، عاشقشم ولی اگه این فاصله ذره ای کمتر شه من قطعا ازش متنفر میشم و اونم همینطور.رابطه ی من با هلیا ، نازنین ، یلدا و خیلیای دیگه در حد دوست معمولی فوق العادس چون ما با هم می خندیم و خوشحالیم ولی اگه قرار باشه بشینیم و با هم برای یه مدت طولانی حرف بزنیم صد در صد نمی تونیم همدیگه رو تحمل کنیم.

آدم می تونه فاصله ی ایده آل رو برای همه به اجرا بزاره جز برای مامان باباش.در مورد فاصله ی من و بابام همه چیز خوب و دوس داشتنیه چون بابام روشنفکرترین پدریه که من تا حالا دیدم مخصوصا از نظر احترام به حریم شخصی و آروم بودنش ( که مورد اول حقیقتا برای من تحسین برانگیزه)
ولی در مورد مامانم اینطوری نیست.ینی مامانم از دیدگاه بقیه زن خیلی باشخصیتی به نظر می رسه(و واقعا هست) ، از دید بقیه به شدت مهربون و روشنفکره (که اینم قبول دارم که هست) ولی می دونی ، فقط از دید ما ، یعنی اعضای خانواده اش مشخص میشه که چقدر بی منطق و بی احساسه و این به هیچ وجه با مهربون بودنش در تضاد نیست.ینی این دوتا ویژگی با هم ترکیب فوق العاده عصبی کننده این مخصوصا وقتی تو وجود فردین که که انقدر تو زندگیت مهمه.

من جزو معدود نوجووناییم که با مامان بابام هیچ مشکل خاصی ندارم و خیلی هم با هم خوبیم ولی می تونم بگم که این فقط به خاطر اینه که من نمی تونم کاری برخلاف میل مامان بابام بکنم و این به خاطر این نیست که جراتشو ندارم ، به خاطر اینه که تحمل ناراحتیشونو ندارم.و این ویژگی مزخرفه. حقیقتا مزخرفه.و اگه یه روز پدر/مادر شدین به این توجه داشته باشین که در حالت سالم نباید بچتون چنین ویژگی ای داشته باشه.و اگه داره بهتره یکم تو رفتارتون تجدید نظر کنین.
  • ۵۸
من هربار که میام وبت و از این پستا گذاشته‌باشی، یعنی اونایی که توش یه مفهوم یا موضوع رو توضیح میدی، اغلب از ذهنم میگذره:
توصیفات این دختر چقدر ملموس و ساده و در عین حال غیرطولانی و بدون شاخ و برگ اضافیه.

و اگه نویسنده بودی، بی‌شک همه‌ی کتاباتو می‌خریدم:) 
آرزو من تا حالا از آدمای زیادی این نصیحت رو گرفتم که انقدر احساسات مثبتمو بروز ندم ولی من نمی تونم و بنا بر همین اساس باید بگم که کامنتات خیلی خیلی خوبن و تو دومین نفری هستی که کشف کردم که چقدر قشنگ تعریف می کنی :*

من نمی تونم نویسنده بشم (در واقع قبلا آرزوم این بود که بشم ولی الان می فهمم که واسه نویسنده شدن ساخته نشدم) ولی بازم :*
چقد زر می زنی
خب این نظر لطفته حقیقتا :/
بروز بده آقا بروز بده:دی
نظر لطفته و ممنونم : *
:))
:*
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
.I write, cause I need to
Designed By Erfan Powered by Bayan